جایی که آتش جنگ آینده را نشانه می رود
جایی که آتش جنگ آینده را نشانه می رود امیرعباس میرزاخانی با گذشت یک ماه از جنگ نابرابر و اخبار ناگوار این واقعه، خبر حمله به دانشگاه علم و صنعت تهران بار دیگر در رأس اخبار قرار گرفت؛ خبری که تنها از آسیب دیدن چند ساختمان آموزشی و پژوهشی حکایت نمی کرد، بلکه زنگ خطری جدی و چندباره درباره امنیت مراکز علمی و آموزشی در میانه جنگ بود. دانشگاه ها صرفاً مجموعه ای از ساختمان ها نیستند؛ آن ها کانون های تولید دانش، تربیت نخبگان و شکل گیری آینده یک جامعه اند. هر آسیبی که به این نهادها وارد می شود، در حقیقت ضربه ای مستقیم به مسیر پیشرفت علمی و توسعه یک کشور است.
جایی که آتش جنگ آینده را نشانه میرود
امیرعباس میرزاخانی
با گذشت یک ماه از جنگ نابرابر و اخبار ناگوار این واقعه، خبر حمله به دانشگاه علم و صنعت تهران بار دیگر در رأس اخبار قرار گرفت؛ خبری که تنها از آسیب دیدن چند ساختمان آموزشی و پژوهشی حکایت نمیکرد، بلکه زنگ خطری جدی و چندباره درباره امنیت مراکز علمی و آموزشی در میانه جنگ بود. دانشگاهها صرفاً مجموعهای از ساختمانها نیستند؛ آنها کانونهای تولید دانش، تربیت نخبگان و شکلگیری آینده یک جامعهاند. هر آسیبی که به این نهادها وارد میشود، در حقیقت ضربهای مستقیم به مسیر پیشرفت علمی و توسعه یک کشور است.
پیش از این نیز حادثه دردناک ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ در مدرسه شجره طیبه افکار عمومی را به شدت متأثر کرد؛ حملهای که به شهادت ۱۶۸ دانشآموز ابتدایی انجامید و یکی از تلخترین نمونههای آسیب به مراکز آموزشی در جریان این جنگ به شمار میرود. این رویداد نهتنها یک فاجعه انسانی، بلکه نشانهای نگرانکننده از عبور جنگ از مرزهایی بود که در حقوق بینالملل برای حفاظت از غیرنظامیان و مراکز آموزشی ترسیم شدهاند.
پس از مدرسه شجره طیبه، دشمن در راستای سکوت نهادهای بینالمللی و جهانی، روند حمله به دیگر مراکز آموزشی، ابنیههای تاریخی و مراکز علمی را نیز آغاز کرد. در هفتم فروردینماه ۱۴۰۵، دانشگاه علم و صنعت ایران—یکی از معتبرترین دانشگاههای فنی کشور—در جریان این حملات آسیب دید. انتشار تصاویر و گزارشهای مربوط به تخریب بخشهایی از این دانشگاه بار دیگر این پرسش جدی را مطرح کرد که چگونه مراکزی که اساساً برای آموزش، پژوهش و پیشرفت علمی ایجاد شدهاند، به هدف حملات نظامی تبدیل میشوند.
در حقوق بینالملل بشردوستانه، چنین حملاتی با محدودیتهای روشن و صریحی مواجهاند. اصل تفکیک که در ماده ۴۸ پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو آمده است، طرفهای درگیر در جنگ را موظف میکند میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند. بر اساس ماده ۵۲ همان پروتکل، مدارس و دانشگاهها به عنوان اموال غیرنظامی شناخته میشوند و نباید هدف حمله قرار گیرند مگر آنکه بهطور مؤثر در عملیات نظامی مورد استفاده قرار گرفته باشند.
همین اصل در ماده ۸ بند ۲(ب)(۹) اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ جایی که حمله عمدی به ساختمانهای اختصاصیافته برای آموزش، علم، فرهنگ یا امور خیریه—در صورتی که هدف نظامی محسوب نشوند—بهصراحت در شمار جنایتهای جنگی قرار گرفته است. افزون بر این، قواعد عرفی حقوق بینالملل نیز بر ضرورت حفاظت از مراکز آموزشی تأکید دارند و آنها را بخشی از میراث انسانی و سرمایههای آینده جامعه میدانند.
بر این اساس، رخدادهایی مانند حمله به مدرسه شجره طیبه یا آسیبدیدن دانشگاه علم و صنعت صرفاً رویدادهایی در دل یک جنگ نیستند؛ بلکه موضوعاتیاند که باید در پرتو قواعد الزامآور حقوق بینالملل مورد بررسی قرار گیرند. پرسشهای اساسی همچنان باقی است: آیا این مراکز کاربری نظامی داشتهاند؟ آیا ضرورت نظامی برای چنین حملاتی وجود داشته است؟ و آیا اصول احتیاط برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان رعایت شده است؟
با این حال، آنچه بیش از همه موجب نگرانی است نه فقط وقوع این حملات، بلکه واکنشهای محدود و بعضاً دیرهنگام نهادهای بینالمللی در برابر آنهاست. زمانی که مدارس و دانشگاهها در آتش جنگ آسیب میبینند، سکوت یا بیعملی جامعه جهانی عملاً این پیام را منتقل میکند که حتی بنیادیترین مراکز انسانی نیز ممکن است بدون پیامد جدی هدف قرار گیرند.
از همین رو انتظار میرود نهادهای بینالمللی، سازمانهای حقوقی و مجامع جهانی، فراتر از ابراز نگرانیهای دیپلماتیک عمل کنند. حمله به مراکز آموزشی باید بهطور صریح و قاطع محکوم شود و سازوکارهای حقوقی بینالمللی برای تحقیق، پاسخگویی و به پاسخ کشاندن کشورهای متخاصم بهکار گرفته شود. بیتردید اگر چنین حملاتی بدون پیگیری جدی و مسئولیتپذیری باقی بماند، نهتنها عدالت زیر سؤال میرود، بلکه خود قواعد بنیادین حقوق جنگ نیز به تدریج بیاعتبار خواهند شد.
دانشگاهها و مدارس ستونهای آینده هر جامعهاند. هر گلولهای که به سوی آنها شلیک میشود، در حقیقت آینده را هدف میگیرد. سکوت در برابر چنین حملاتی نه فقط بیعدالتی، بلکه تضعیف نظم حقوقی بینالمللی است؛ نظمی که قرار بود حتی در تاریکترین روزهای جنگ نیز از انسان و آینده او محافظت کند.